May 16, 2018

جنایات کلیسا در قرون وسطي و تشابهات آن با جمهوری اسلامی ....


جنایات کلیسا در قرون وسطي و تشابهات آن با چمهوری اسلامی، طالبان و خلافت اسلامی (داعش) 
در سالهای میانه قرون وسطی (1250 تا 1460) دستگاه پاپ که همواره از به چالش کشیده شدن اقتدارش وحشت داشته در صدد تثبیت استیلای سیاسی خود بر اروپا بر آمد که تفتیش عقاید را به شکل سازمان یافته ای سازمان داد. این زمانی بود که به علت افزایش فساد کلیسا از یک سو و رشد سواد آموزی و آگاهی مردم از سوئی دیگر جنبشهای بدعتگذارانه و آزادی خواهانه یکی پس از دیگری در اروپا پا میگرفت. تا آنکه نخستین نشانه های مقاومت شدید کلیسا در اواخر قرن دوازده هنگامی نمایان شد که در ناحیه ای در جنوب فرانسه به اسم لانگدوک، جنبش بدعتگذارانه عظیمی به وجود آمد که پیروانش خود را کاتار (به معنی پاک و خالص) مینامیدند. 
تفتیش عقاید یعنی بازرسی و تفحص در باورهای افراد به اعمالی گفته می شود که از سوی یک موضع صاحب قدرت در کلیسا مردم را به دلیل باور های خود مورد باز خواست قرار میداد . مشهورترین آن، تفتیش عقاید در اروپای مسیحی است که متهمان بسیاری را در دادگاه‌های تفتیش عقاید به ارتداد و شرک مورد شکنجه قرار میداد تا در دادگاه های بعدی به جرم های ناکرده خود اعتراف کنند. درست مانند دادگاه های انقلاب و قاضی خلخالی و مرتضوی و صلواتی در جمهوری اسلامی کنونی و آنهم بعد از 600 سال. مانند سرکوب تمام نیرو های مخالف در جهوری اسلامی مانند جبهه ملی، نهضت آزادی، احزاب و سازمانهای سیاسی. 
تفتیش عقاید پاپی دستگاه حقوقی تازه ای بود که زیر نظر مستقیم پاپ قرار داشت. پاپ مفتشانی را منصوب میکرد که وظیفه یافتن بدعتگذاران و آزادی خواهان را به عهده داشتند تا آنها به پای میز محاکمه بکشانند و مجازات کنند. اکثر مفتشان مردمان فقیر و بی سوادی بودند که زندگی فلاکت باری داشتند و از طریق صدقات مردم امرار معاش میکردند (آخوند ها). فرق اصلی آنها با دیگر زاهدان آن دوره این بود که زیر نظر پاپ بودند و سمت و شغلی در حکومت پاپ نداشتند.
در دوران پاپ گریگوری نهم، این اختیارات گسترده تر شد و سرانجام در سال 1252، کلیسا رسماً اعلام کرد که بدعتگذاران و آزادیخواهانی که هنوز بر سر عقاید خود هستند را برای اعدام از طریق سوزاندن تحویل مقامات سیاسی خواهد داد. این فتوا ضمناً استفاده از شکنجه برای اعتراف گیری را مجاز دانست (دستور خمینی برای قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان 67 و قتل های زنجیره ای).
از معروف‌ترین قربانیان تفتیش عقاید در دوران قرون وسطی می‌توان از گالیله نام برد که با گذاشتن دست بر روی کتاب "مقدس" و بازگشت وی از عقیده‌اش مبتنی بر گردش زمین بدور خورشید اعدام نشد. دیگر قربانی معروف تفتیش عقاید جردانو برونو بود که هم به علت داشتن یکی از آیین‌های ابتدایی و هم به علت عدم اعتقاد به نظریه گردش زمین بدور خورشید اعدام شد. بریدن سر زنده یاد شاپور بختیار و دریدن سینه فروهر ها از نمونه هائی مشابه درجمهوری اسلامی است. 
یهودیان از گروه قربانیان معروف آن دوره بودند به ویژه در اسپانیا گروه‌های یهودیان را زنده زنده سوزاندند که باعث شد یهودیان زیادی از اسپانیا مهاجرت کنند که پادشاه اسپانیا خوان کارلوس در سال ۱۹۹۲ ازیهودیان مهاجرت کرده درخواست کرد تا به وطن اصلی خود بازگردند. از دیگر قربانیان تفتیش عقاید می‌توان به مسلمانان، والدوسیان، فراتیچلی‌ها، شوالیه‌های هیکل، پروتستان‌ها و افراد سرشناس مانند ژاندارک، یان هوس، ساوونارولا میتوان نام برد.
مهاجرت بیش از 4 میلیون متخصص و کشتار و فرار اقلیت های مذهبی ، سرکوب دراویش، و دستگیری و زندانی نو دینان تشاهباتی است در ایران جمهوری اسلامی.زوال دستگاه تفتیش عقاید و جنایات کلیسا در اروپا.
 زوال دستگاه جنایات کلیسا در اروپا، به صورت ناگهانی پایان نیافت و حدود یک قرن زمان برد . چشمگیرترین آن در فرانسه ی سال 1789 به اجرا در آمد که مقارن با اندیشه های آزادی خواهانه ی ملت فرانسه بود. در پی پیروزی انقلاب فرانسه، دستگاه تفتیش عقاید مورد حمله ی مردم قرار می گرفت و یکی پس از دیگری نابود می شد. وقتی که سربازان فرانسوی در زمان ناپلئون به اسپانیا رسیدند، همین کار را با دستگاه تفتیش عقاید آن کشور انجام دادند. در ایتالیا هم نمونه مشابه بوجود آمد. به امید بیداری بزرگ ایرانیان و مردم منطقه تحت ستم حکومت ها و تروریست ها و سر نگونی حاکمیت جهل و جنون اسلامی در ایران، نابودی حزب الله و جهاد و حماس و طالبان و خلافت اسلامی معروف به داعش که همه از یک قماش هستند.
اگر دوران سیاه حاکمیت کلیسا به قبرستان تاریخ پیوست, شک نکنید که حاکمیت جهل و خرافات اسلامی ایران و منطقه خاور میانه هم به سیاه چال تاریخ خواهد ریخت.
جالب اینکه، جنایتی که مسیحیت در زمان 1400 ساله عمر خودش در قاره اروپا انجام داد, اسلام 1400 ساله در منطقه خاور میانه در حال انجام دادن است که سرنوشت وحشی گری های هر دو دین ابراهیمی تسلیم به مدنیت و تمکین به خرد و دانش است .
خرد آری , خرافات هرگز.
 

No comments:

Post a Comment